موعود

اشتراک اطلاعات

موعود

اشتراک اطلاعات

بذرهای پی در پی در زمین وحشت


بذرهای پی در پی در زمین وحشت: اسرار وقایع تروریستی اخیر در آمریکا چیست؟

مردم آمریکا هنوز از شوک ناشی از انفجارهای بوستون خلاص نشده بودند که خبر تروریستی دیگری، درست یک هفته بعد، آنان را هراسان کرد: بازداشت دو مظنون به انفجار قطار مسافربری کانادا. این ماجراها و حواشی آن، چه مزایایی برای چه کسانی دارد؟

*** رویداد:

ملّت آمریکا هنوز از شوک ناشی از انفجارهای دوشنبه 15 آوریل 2013 (26 فروردین 1392) در مسابقات ماراتن بوستون خلاص نشده بودند که خبر تروریستی دیگری، درست یک هفته بعد یعنی دوشنبه 22 آوریل 2013 (2 اردیبهشت 1392) رسانه‌ها را لرزاند. خبر فوق، این بود:

پلیس فدرال آمریکا با همکاری وزارت امنیت داخلی، دو مرد جوان به نام‌های "شهیب الصغیر" (Chiheb Esseghaier) سی ساله و "رائد یاسر" (Raed Jaser) سی و پنج ساله را بازداشت کردند. این دو نفر قصد داشتند با وقوع انفجارهایی، یک قطار مسافربری، احتمالاً در مسیر شهر نیویورک- تورنتو را از ریل خارج کنند.
توطئه برای  حمله تروریستی و همچنین ارتباط با گروهک "القاعده" برای کشتن افراد، اتهام اصلی این دو متهم است.



شهیب الصغیر



رائد یاسر

این دو نفر، روز سه‌شنبه 23 آوریل برای رسیدگی و قرار وثیقه در دادگاه شهر تورنتو حاضر شدند.


*** متهمان، این بار چه ویژگی‌هایی دارند؟

در نگاه اول، مظنونین این حادثه در میان شهروندان تورنتو جایگاهی شبیه جایگاه برادران سارنایف در شهر بوستون دارند. "ماکس سالیدا" (Max Salida) همسایه یکی از این دو جوان، در مجله کانادایی مکلینز (Maclean's) یکی از دستگیرشدگان را مهربان و دوست‌داشتنی خواند و گفت: «اگر این مرد، واقعاً همان همسایه من باشد، چنین اتهامی به وی را هرگز قبول نمی‌کنم.»
شهیب الصغیر مهندس دانش‌آموخته دانشگاه تونس است که به عنوان محقّق در مؤسسه تحقیقات علمی دانشگاه کبک (INRS- Quebec) مونترال فعالیت می‌کرده است. وی حتی در یک ماه اخیر مقاله مهمی با موضوع بیماری ایدز برای مجلات تخصصی نوشته بود.

"جنیفر استرکان" رئیس پلیس کانادا، اظهار داشت: «این دو مظنون که تابعیت آنان احتمالاً تونسی و فلسطینی است، ساعات حرکت قطارهای شهر تورنتو را دقیقاً کنترل می‌کردند. البته هنوز مشخص نیست که انفجار کدام خط ریلی، مدّنظر آنان بوده اما حدس می‌زنیم این طرح تروریستی، از سوی "سران القاعده در خاک ایران"(!)، برنامه‌ریزی، حمایت و هدایت شده باشد.»



*** بررسی این ادعای عجیب:

علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران بلافاصله پس از طرح این ادعا، روز سه‌شنبه هرگونه ارتباط القاعده با ایران را خنده‌دار دانست و از مسئولان کانادا خواست کمی عاقلانه‌تر فکر کنند و به شعور مردم دنیا توجه کنند.

رامین مهمانپرست نیز در واکنش به این خبر گفت: «ما با هر اقدام خشونت‌آمیزی که جان انسان‌ها را به خطر بیندازد مخالفیم. دولت افراطی کانادا که در سال‌های اخیر پروژه ایران‌هراسی را در دستورکار قرار داده، قصد دارد چنین موضوعاتی را با کشور ما ارتباط دهد.»

به نقل از وب‌سایت اتریشی "وینرسایتونگ" اکنون پلیس کانادا مدعی فعالیت اعضای القاعده در ایران شده و این در حالی است که شاید بتوان گفت بدیهی‌ترین و اصلی‌ترین شاخصه این گروهک تروریستی ایدئولوژی افراطی ضدشیعی آن است. امروزه بر همگان روشن است که جهاد مسلحانه سلفی با مکتب تشیع و به راه انداختن جنگ‌های خونین علیه شیعیان عراق، پاکستان، بحرین، افغانستان، لیبی و بالاخص علویان سوریه، ماهیت ضدایرانی القاعده را هم در مباحث درون‌مذهبی، و هم در راهبردهای سیاسی ایران به بهترین وجه برملا می‌کند.



خود پلیس کانادا در نشست خبری خود بعد از دستگیری این دو متهم اذعان کرد که ما هنوز هیچ مدرکی دال بر حمایت دولت ایران از این توطئه نداریم.

پس با این وجود، طرح این ادعا در افکارعمومی توسط رسانه‌ها، چه مزایایی برای چه کسانی دارد؟

از یک سو نخستین مزیتی که موضوع جدید مهار انفجار در خط ریلی تورنتو، با خود به همراه داشت، این بود که تمرکز اذهان عمومی، موقتاً از ماجرای بحث‌برانگیز بوستون برداشته شد.

از سوی دیگر "جیمز مالیزیا" (James Malizia) دستیار کمیسر امنیت ملی کانادا، با ژستی قدرتمند در مقابل دوربین‌های مصاحبه خبری ظاهر شد و سعی کرد تا به مردم اطمینان دهد: «تحقیقات ما از آگوست 2012 آغاز شده بود و ما همیشه بر تأمین امنیت و حفظ جان مردم تأکید داریم. من اطمینان می‌دهم که هرچند ما به قدرت و مقاصد مظنونان این اقدام، واقف بودیم اما هیچ خطری کارکنان راه‌آهن و مسافران بی‌گناه را تهدید نمی‌کرد.»

طی این ده روز، دائماً پیش‌بینی‌هایی ‌از قول مسئولین گوناگون امنیتی آمریکا از رسانه‌ها شنیده شده است: اگر مظنونین بوستون مهار نمی‌شدند، قرار بود انفجارهای مهیب‌تری رخ دهد، بمب و نارنجک به سمت نیروهای پلیس پرتاب شود، چندین مکان دیگر با خاک یکسان و مردم بی‌گناه دیگری کشته شوند،... اگر طرح متهمان راه‌آهن تورنتو خنثی نمی‌شد، قطار از ریل خارج می‌شد، واگن‌ها منفجر می‌شد، و باز هم کشتار مردم؛ اگر...

مجموع این "اگر"ها و چنین و چنان‌ها، اثرگذاری ویژه‌ای در حس قدردانی مردم آمریکا نسبت به نهادهای اف‌بی‌آی و دستگاه امنیتی داشت. گرچه شبکه سی‌بی‌سی کانادا، هرگونه ارتباط طرح اخیر تورنتو با انفجارهای بوستون را تکذیب کرده اما این‌گونه اظهارات، چیزی از دلهره این روزهای مردم آمریکا کم نمی‌کند. مسئولان دولتی، آمریکا را مواجه با تهدیدات جدّی تروریسم معرفی نموده‌اند و خود را مدیرانی قوی در مبارزه با آن! "مایکل بلومبرگ" (Michael Bloomberg ) شهردار نیویورک پس از حوادث اخیر گفت: «مردم حق دارند نگران حریم خصوصی خود باشند. اما ما در دنیای خطرناک و پیچیده‌ای زندگی می‌کنیم که در آن نسبت به گذشته به امنیت بیشتری نیاز داریم.»

تردیدی نیست که ملّت وحشت‌زده آمریکا، اکنون در شرایطی قرار گرفته‌اند که هر گونه مراقبت‌های شدید و ربودن آزادی‌های فردی‌شان توسط پلیس را حمل بر تأمین امنیت جانی خودشان می‌کنند.



*** نتیجه‌گیری

رسیدگی به متهمان یک حادثه فرضی در تورنتو در حالی انجام می‌شود که افکارعمومی جهان، هنوز درباره انفجارهای بوستون، سراسر ابهام و تناقض است. روزنامه آلمانی "تاگس‌اشپیگل" گزارش داد: بر پایه پروتکل دادگاه، روز سه شنبه 23 آوریل، عده‌ای از قضات و دادستانان، در کنار پزشکان بر سر بالین جوهر تسارنایف 19 ساله در بیمارستان بوستون حاضر شدند. اتهام حمل سلاح‌های کشتارجمعی به وی تفهیم شد؛ بی‌آنکه این مظنون مجروح، از حق داشتن وکیل در دادگاه برخوردار باشد. این وضعیت برخلاف قوانین کیفری آمریکاست و وی احتمالاً به اعدام محکوم خواهد شد.

در حال حاضر پشت‌پرده انفجارهای بوستون و انفجار تروریستی صورت‌نگرفته در خط ریلیِ تورنتو، تنها یک روی سکه است که بیشتر در رسانه‌ها دیده می‌شود. روی دیگر سکه، نتایج آتی این حوادث است. این طور که به نظر می‌رسد، شاید افکارعمومی بتوانند ده‌ها سال بعد با کنارهم چیدن رخدادهایی که به صورت کاملاً هدفمند، جهان را دگرگون خواهد ساخت، حوادث امروز را هضم کنند؛ همانند قضاوت‌ها و روشنگری‌هایی که اکنون تازه در سال 2013 در مورد حوادث 11 سپتامبر 2001 شاهد هستیم.

بمب‌های اتمی کره شمالی، سپس تروریسم چچنی از روسیه، و حالا هم عناصر القاعده از ایران، همگی بذرهای پرورش‌یافته‌ای هستند که یکی پس از دیگری بر خاک حاصلخیز "وحشت" پاشیده می‌شوند تا احساس درخطربودن بیشتر، نیاز به پلیس بیشتر و کنترل بیشتر را در مردم تقویت کرده و احیاناً مقدمات جنگ‌های جدیدی را در آینده فراهم کند.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد