سال گذشته بود که ادعای دوباره و البته
واهی امارات برای مالکیت جزیره ابوموسی با واکنش گسترده مردم ایران مواجه
شد. این ماجرا ثابت کرد باید نبرد با امارات را جدی بگیریم. به این ترتیب
کار روی برجسته کردن مالکیت ایران بر جزیره ابوموسی در عرصههای مختلف آغاز
شد. حضور مهدی پاکدل و بهنوش طباطبایی در جزیره ابوموسی یکی از آیتمهای
برنامههای ویژه نوروزی تلویزیون ایران بود که با استقبال مخاطبان هم مواجه
شد. البته این پایان نبرد نیست، ظاهرا مسئولان برنامهریزی مفصلی برای
نبرد با امارات به وسیله چهرههای سینمایی ایران دارند. این گزارش علاوه بر
گفتوگو با مهدی پاکدل، جزئیاتی درباره تازهترین خبرها از خط مقدم نبرد
با امارات بر سر ابوموسی را هم دارد.
امام جمعه کرمانشاه گفت: انقلاب پس از 34 سال استوار مانده و عملیات غرورآفرین مرصاد به طور غافلگیرانه رخ داد و در این عملیات هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی جانفشانی کرد و منافقین را زمینگیر کرد.
با وجود دیوار آتیشینی که با کمک غرب دور بغداد کار گذاشته شده بود، صدام مطمئن بود که خطری مانع اجلاس عدم تعهد نمیشود؛ این اجلاس هیچ وقت در بغداد برگزار نشد زیرا عباس به همسرش قول داده بود.
: همیشه نیاز نیست که به افتخار ایرانی بودنت گذشتههای بسیار دور را زیر و رو کنی!
در همین نزدیکیها در گذشتههای نه چندان دور که من و تو کمتر از آن با خبریم قرار بود خلبانی سر زن و بچههای مردم بمب نریزد ...
خلبانی که در آمریکا آموزش دیده بود اما در هیاهوی دنیای پر آب و تاب غرب همچنان اصالت ایرانی خود را حفظ کرده بود
(نگو که آسان است امروز خیلی از من و شماها قبل لمس چرخهای هواپیماهایمان بر تن باند فرودگاههای آن ور آب تنمان را برهنه میکنیم!)
روزی که قرار بود اجلاس عدم تعهدها در بغداد برگزار شود... نشد!
عباس دوران برای همسرش نوشته بود: «شاید باورت نشه اما تا بحال هر مأموریتی انجام دادم سر زن و بچههای مردم بمب نریختم، اگر کسی را هم دیدم، دوری زدم تا وقتی آدمی نبوده ادامه دادم».
با وجود دیوار آتیشینی که با کمک غرب دور بغداد کار گذاشته شده بود، صدام مطمئن بود که خطری مانع اجلاس عدم تعهد نمیشود.
عباس به قولش عمل کرد بدون آنکه بمبی بر سر زن و بچههای بیگناه بیاندازد هواپیمایش را به هتلی که از قبل برای سران مهیا شده بود کوباند ...
این اجلاس هیچ وقت در بغداد برگزار نشد زیرا عباس به همسرش قول داده بود : «اگر ما جلوی این پست فطرتها نایستیم چه بر سر زن و بچه و خاکمان میآید؛ بگذریم».
سیام تیر سالگرد شهادت خلبان عباس دوران گرامی باد.
ﻃﺮز ﻟﺒﺎس ﭘﻮﺷﻴﺪن ﺳﺮﻟـﺸﻜﺮ ﺧﻠﺒـﺎن ﺷـﻬﻴﺪ «ﺑﺎﺑـﺎﻳﻲ» ﻫﻤـﻮاره ﻣـﻮرد اﺳﺘﻬﺰاء دﺷﻤﻨﺎن اﻧﻘﻼب و ﻣﻮرد اﻳﺮاد و اﻋﺘﺮاض ﻫﻤﻜﺎران وی ﺑﻮد. اﻳﺸﺎن وﻗﺘﻲ ﻟﺒﺎس ﺷﺨﺼﻲ ﺑﻪﺗﻦ ﻣﻲﻛﺮد، ﺑﻪﻋﻠﺖ ﺳﺎدﮔﻲ و ﺑﻲﭘﻴﺮاﻳﮕـﻲ ﻟﺒـﺎس، ﺗﺸﺨﻴﺺ وی ازاﻓﺮاد ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﻣﻲﺷﺪ. ﻣـﻮی ﻛﻮﺗـﺎﻫﺶ ﺑـﻪ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﺎﻧﺪن او در ﺑﻴﻦ ﺗﻮده ﻣﺮدمﻛﻤـﻚ ﻣـﻲﻛـﺮد.
ﻫﻨﮕـﺎم ﺣـﻀﻮر در ﺟﺒﻬﻪ ﻳﺎ ﺑﺎزدﻳﺪ از ﻗﺮارﮔﺎهﻫـﺎ، ﻟﺒـﺎس ﺑـﺴﻴﺠﻲ ﺑـﻪﺗـﻦ داﺷـﺖ. ازﻋﻼﻳـﻢ ﺧﻠﺒﺎﻧﻲ، ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎی اﻓﺴﺮی، درﺟﺎت اﻣﻴﺮی و ... ﻫﻴﭻ اﺛﺮی در ﻟﺒـﺎسﻫـﺎی وی دﻳﺪه ﻧﻤﻲﺷﺪ. اﻣﺎ وﻗﺘﻲ ﻟﺒﺎس ﺧﻠﺒﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺗﻦ ﻣﻲﻛﺮد، ﻧﺎﭼﺎر ﺑﻪ اﺳـﺘﻔﺎده از ﻋﻼﻳﻢ و ﻧشان های ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻣﻲﺷﺪ. ﺑـﻪﻫﻨﮕـﺎم راه رﻓـﺘﻦ ﻳـﺎ ﺻـﺤﺒﺖ ﻛﺮدن ﺳﺮش را ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻣﻲاﻧﺪاﺧﺖ. اﻧﮕﺎر ﻛﻪ از ﺗﻤﺎﻳﺰ و اﺧﺘﻼف درجه ﺧﻮد ﺑﺎ دﻳﮕﺮان ﻧﺎراﺣﺖ ﺑﻮد. ﺑﻪ ﻣﺤﺾ اﻳﻨﻜﻪ ﺷﺮاﻳﻂ را ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣﻲدﻳﺪ، درﺟﻪﻫﺎ و ﻧﺸان های ﺧﻮد را ﺑﺮ ﻣﻲداﺷﺖ و در ﺟﻴﺒﺶ ﭘﻨﻬﺎن ﻣﻲﻛﺮد!
کشیک دادن در هوای سرد
ﭘﺪر ﺳﺮﻟﺸﻜﺮ ﺧﻠﺒﺎن ﺷﻬﻴﺪ «ﻋﺒﺎس ﺑﺎﺑﺎﻳﻲ» می گوید: یک روز، ﻳﻚ ﺑـﺴﻴﺠﻲ ﻛـﻪ در ﻫﻨﮕـﺎم ﺗـﺸﻴﻴﻊ ﺟﻨـﺎزه «عباس» در ﻗﺰوﻳﻦ، از ﻃﺮﻳﻖ ﻋﻜﺲ او را ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮد، ﺑـﻪ ﺧﺎﻧـﻪ آﻣـﺪ و ﺧـﺎﻃﺮه ای را ﺑﺮای ﻣﺎ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮد ﻛﻪ ﻫﻤﮕﻲ ﻣﺎ ﻣﻨﻘﻠﺐ ﺷﺪﻳﻢ. ﻣﻲﮔﻔﺖ: «ﻳﻚ ﺷﺐ ﻣـﻦ ﺑﺎ اﺳﻠﺤﻪ ﺟﻠﻮی درِ ﻣﺴﺠﺪ ﻛﺸﻴﻚ ﻣﻲدادم. ﻧﻴﻤﻪﻫﺎی ﺷﺐ ﻛﻪ ﻫـﻮا ﺧﻴﻠـﻲ ﺳﺮد ﺑﻮد، ﺑﺮادری ﭘﻴﺶ ﻣـﻦ آﻣـﺪ و ﭘـﺲ از ﺳـﻼم و اﺣﻮاﻟﭙﺮﺳـﻲ ﮔﻔـﺖ:
«ﺑﺮادر، ﻣﻦ ﻳﻜﻲ از ﺑﺴﻴﺠﻴﺎن اﺻﻔﻬﺎن ﻫﺴﺘﻢ. اﺳـﻠﺤﻪات را ﭘـﻴﺶ ﺧـﻮدت ﻧﮕﻬﺪار و ﺑﺨﻮاب. ﻣﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﻲ ﺑﻪ ﺟﺎی ﺗﻮ ﻫﻤـﻴﻦ ﺟـﺎ ﭘـﺎس ﺧـﻮاﻫﻢ داد.» ﻣﻦ اول ﺑﻪاو ﺷﻚ ﻛﺮدم و ﺑﺎ ﺧﻮد ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻜﻨـﺪ ﻗـﺼﺪ ﺳـﻮﻳﻲ داﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ! وﻟﻲ ﭼﻮن اﺳﻠﺤﻪ در دﺳﺘﻢ ﺑﻮد ﺑﺎﻻﺧﺮه ﺑﺎ اﺻﺮار او ﻣﺤﻞ ﻣﻨﺎﺳـﺒﻲ را ﭘﻴﺪا ﻛﺮدم و اﺳﺘﺮاﺣﺖ کردم. ﻣﻮﻗﻊ اذان ﺳﺤﺮ ﺑـﻮد ﻛـﻪ آن ﺑـﺮادر ﻣـﺮا از ﺧﻮاب ﺑﻴﺪار ﻛﺮد و ﺧﻮد ﺑﺮای ﻧﻤﺎز ﺑﻪ داﺧﻞ ﻣﺴﺠﺪ رﻓﺖ. ﻣﻦ دﻳﮕـﺮ او را ﻧﺪﻳﺪم. زﻣﺎن ﺗﺸﻴﻴﻊ ﺟﻨﺎزه وﻗﺘﻲ ﻋﻜﺲ او را دﻳﺪم، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪم اﻳﻦ ﻫﻤـﺎن ﺑﺮادری اﺳﺖ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺷﺐ ﺟﺎی ﻣﻦ ﭘﺎﺳﺪاری داده اﺳﺖ.»
آرزوی شهادت
یکی از همرزمان شهید بابایی نیز می گوید: درﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ اﺗﻘـﺎق ﺷـﻬﻴﺪ «ﺑﺎﺑـﺎﻳﻲ» در ﺟﺰﻳـﺮه ﻣﺠﻨـﻮن ﺑـﻮدﻳﻢ، ﻣﺰدوران ﺑﻌﺜﻲ اﻗﺪام ﺑﻪ ﺑﻤﺒﺎران ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ ﻛﺮدﻧﺪ. ﺗﻌﺪاد زﻳﺎدی از رزﻣﻨﺪﮔﺎن ﻣﺎ ﻛﻪ ﻣﻮرد اﺻﺎﺑﺖ ﺑﻤﺐﻫﺎی ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ ﻗﺮارﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ، دﭼﺎر ﺿﺎﻳﻌﺎت و ﺟﺮاﺣﺎﺗﻲ ﺷﺪﻧﺪ. ﻣﻦ ﺑﻪ اﺗﻔﺎق اﻳﺸﺎن اﻗﺪام ﺑﻪ انتقال ﺑـﺮادران ﻣﺠـﺮوح ﺑـﻪ ﭘﺸﺖ ﺟﺒﻬﻪ ﻛﺮدﻳﻢ.
در آن ﺣﺎل و ﻫﻮا، دو ﻧﻔﺮ از ﺑﺮادران ﺑـﺴﻴﺠﻲ را ﻣـﺸﺎﻫﺪه ﻛـﺮدﻳﻢ ﻛـﻪ داﺧﻞ ﮔﻞوﻻی ﺑﻮدﻧﺪ و ﻟﺤﻈﺎت آﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﺧﻮد را ﺳﭙﺮی ﻣﻲﻛﺮدﻧﺪ. ﺷﻬﻴﺪ ﺑﺎﺑﺎﻳﻲ در ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ اﺷـﻚ در ﭼـﺸﻤﺎﻧﺶ ﺟﻤـﻊ ﺷـﺪه ﺑـﻮد ﻳﻜـﻲ ازاﻳـﻦ رزﻣﻨﺪهﻫﺎی ﺑﺴﻴﺠﻲ را درآﻏـﻮش ﮔﺮﻓـﺖ و ﺑﻮﺳـﻴﺪ و دﺳـﺘﻲ ﺑـﻪ ﺳـﺮ و ﺻﻮرت ﺧﻮدﻛﺸﻴﺪ و ﺻﻠﻮات ﻓﺮﺳﺘﺎد.
ﻣﻦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻛﺎر او اﻋﺘﺮاض ﻛﺮدم و ﮔﻔﺘﻢ: «ﻣﮕﺮ ﻧﻤﻲﺑﻴﻨﻴﺪ ﻛـﻪ اﻳﻨﻬـﺎ ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ ﺷﺪه اﻧﺪ و ﻧﺒﺎﻳﺪ آﻧﻬﺎرا ﻟﻤﺲ ﻛﺮد؟»اﻳﺸﺎن ﻫﻤﺎنﻃﻮر ﻛﻪ ﻣﺸﻐﻮل ﺻـﻠﻮات ﻓﺮﺳـﺘﺎدن ﺑـﻮد، ﺑـﻪﻣـﻦ ﮔﻔـﺖ: ﭘﺴﺮﺟﺎن! ﺗﻮ ﻧﻤﻲداﻧﻲ! اﻳﻨﻬﺎ ﺗﺒﺮک اﺳﺖ؟ ﻧﻤﻲﺑﻴﻨﻲ ﭼﻄـﻮر از ﭼﻬـﺮه اﻳـﻦ ﺑﺮادر ﺑﺴﻴﺠﻲ ﻧﻮر ﻣـﻲﺑـﺎرد؟ ﺧﻮﺷـﺎ ﺑـﻪ ﺣـﺎﻟﺶ ﻛـﻪ ﺷـﻬﻴﺪ ﺷـﺪ.» بعد دﺳﺘﻬﺎی خود را ﺑﻪ ﻃﺮف آﺳﻤﺎن ﺑﻠﻨﺪ ﻛﺮد و ﮔﻔﺖ: «ﺧﺪاﻳﺎ! ﭘﺲ ﻣﻦ ﻛﻲ ﺷﻬﻴﺪ ﻣﻲﺷﻮم؟»
اولین داوطلب بمباران اسرائیل
|
به
گزارش فرهنگ نیوز، وقتی جنگ شروع شد، بنیصدر دستور تخلیه پادگانها را
صادر کرد، شهید شیرودی آن موقع در پایگاه هوانیروز کرمانشاه بود. دستور
داده شده بود که ضمن تخلیه پادگانها، زاغه مهمات را نیز با یک راکت از بین
ببرند.
اما
شیرودی میگوید که حیف نیست این همه مهمات از بین برود. او با کمک چندتن
از هم رزمانش با هیلکوپتر به صف مهاجمان عراقی هجوم برده و آنان را متوقف
میسازند.
و
با این تز که اگر بازداشتمان کردند که چرا پادگان را تخلیه نکردید، مهم
نیست چون مملکت در خطر است، جلوی دشمن ایستادگی میکنند. شجاعت شیرودی در
تمام خبرگزاریهای جهان منعکس میشود. بنیصدر هم برای حفظ ظاهر، چند درجه
تشویقی برای شیرودی صادر میکند و درجه او را از ستوانیار سوم خلبان به
درجه سروان ارتقاء میدهد.
اما جالبتر از همه نحوه برخورد شهید شیرودی با این قضیه میباشد.
نامه شهید شیرودی
از: خلبان علیاکبر شیرودی
به: پایگاه هوانیروز کرمانشاه
موضوع: گزارش
اینجانب
که خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه میباشم و تاکنون برای احیای اسلام و
حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگها شرکت نمودهام، منظوری جز پیروزی اسلام
نداشته و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته ام.
لذا
تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب دادهاند، پس گرفته و مرا به درجه
ستوانیار سومی که قبلاً بودهام برگردانید. در صورت امکان امر به رسیدگی
این درخواست بفرمائید.
باتقدیم احترامات نظامی
خلبان علیاکبر شیرودی
به گزارش دفاعی دیگر به نقل از روابط عمومی ارتش، امیر رضا خرم طوسی مشاور عالی فرمانده کل ارتش طی سخنانی در مراسم تجلیل از خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران ارتش جمهوری اسلامی ایران که امروز در محل دژبان کل ارتش برگزار شد، خانوادههای شهدا و ایثارگران را ادامه دهندگان راه حضرت زینب (س) دانست و تصریح کرد: اگر امروز ما در عرصه های اقتصادی، علمی، سیاسی و فرهنگی بر تارک دنیا میدرخشیم از برکات ایثارگری و جانفشانیهای این عزیزان است. وی در ادامه گفت: امروز روز تجلیل از تعیین کنندگان سرنوشت حماسه خرمشهر است، همانطور که امام خمینی(ره) فرمودند: آزادی خرمشهر، سربلندی ملتی است که نخواست در مقابل استکبار و تجاوز سرفرود آورد و چون کوه دماوند ایستاد تا امروز سربلند باشیم. مشاور عالی فرمانده کل ارتش در پایان با اشاره به اهمیت و حساسیت این دوره از انتخابات ریاست جمهوری یاد آور شد: کارکنان ولایتمدار ارتش جمهوری اسلامی ایران همچون دوران ارزشمند دفاع مقدس همگام با سایر مردم ایران اسلامی با حضور پرشور خود در انتخابات باردیگر استکبار جهانی را پشیمان خواهند کرد.